تفکر شهید
شاندل (Shandol) متفکر بزرگ اروپای قرن بیستم در مورد چگونگی زندگی انسان در قرن بیستم میگوید: ” انسان این عصر زندگی را وقف تهیه وسایل زندگی میکند ”
ما زندگی را در رنج میگذرانیم تا راحتی و آسایش ایجاد کنیم؛ تمام عمر میدویم به این امید که لحظاتی بنشینیم؛ تمام عمر زحمت میکشیم تا استراحت کنیم و البته عمر میگذرد و راحتی و آسایش و نشستن و آرامش را لمس نمیکنیم و نمییابیم؛ زیرا مرتباً از طریق اجتماع به ما نیازهای جدید تلقین میشود.
نیازهای کاذب و مصنوعی که دائما در آدم بوجود میآورند بوسیله تبلیغات است. تلویزیون را روشن میکنید بعد از دو ساعت خاموش میکیند، به خودتان نگاه میکنید، میبینید هفت-هشت احتیاج خرید تازه بوجود آمده که قبلا لازم نداشتید. قبلا با خاکستر دیگ را میشستید امروز حتما باید پودر و … بخرید.
بوردا میخرید، زن روز میخرید، نگاه میکنید. در فکر تهیه لباسها و مدلهای آن میافتید . استعمار فرهنگی و فرهنگ زدائی از طریق تقلید، تشبیه رقابت مصرفهای مصنوعی و سمبلیک و جلب توجه است و اینجاست که به سخن عمیق محمد(ص) که ” مَن یَتَشَبَّه بِقَومٍ فَهُوَ مِنه ” پی میبریم که از کلمه تشبیه استفاده شده؛ اگر زندگیمان مثل اروپائیها شد اگر وضع لباسمان مثل مدلهای ارائه شده زن روز و بوردا و خانم … شد، خود نیز از نظر خصوصیات انسانی و درک و انتخاب راه زندگی به سوی او شدن میل کرده ایم.
یکنواختی و قالبی شدن انسانها در جوامع گوناگون و خصوصا در ملت ما که مرتبا بوسیله برنامههای فرهنگیمان در سطح وسیعی از طرف مسئولان امر پیاده میشود، همه در قالبهای ماشینیسم بخاطر بالا بردن مصرف جهانی، مخصوصا جهان سوم که دنیای صنعتی به ما تحمیل میکند، غارت اصالتها، منابع معنوی و از بین رفتن خصوصیات زندگی شرقی و یا اسلامی، که عبارت از مصرف هرچه کمتر و تولید هرچه بیشتر، بوسیله عوامل آموزشی دگرگون میشود. چرا که اروپای صنعتی میبایست برای تولیدات اضافی خود مصرف کننده پیدا کند، و هرچه کند که بتواند کالای مصرفی بدهد و مواد تولیدی بگیرد و منت هم بگذارد و خود را هم بالاتر و متمدن قلمداد کند، و اگر هم سواری خواست خر خوبی تربیت کرده باشد و … .
ابتدا با استعمار فرهنگی کار خود را آغاز میکند و سپس از یک خصیصه پاک و اصیل خدائی که به رسم امانت به انسان داده شده استفاده میکند و آن “تنوع” که شکلی از تکامل است.
مت میبینیم (همراه با درد) که تمام فلسفهها مذهبها و ایدهآلها و عشقها و خواستنها و … خلاصه شده در این: اصالت مال زندگی مادی است. بنابراین وقتی زندگی مادی اصالت دارد هدف رفاه است. پس برای چه باید کار کرد؟ برای ساختن وسایل آسایش.
بنظر شما آیا انسان امروز بیشتر آسایش دارد یا انسان دیروز؟
پس همه نیروهایمان صرف فدا کردن آسایش زندگی، برای تهیه وسایل آسایش زندگی.
داستان شازده کوچولو را خوانده اید؟
آیا قربانی شدن آسایش زندگی برای چه؟ برای تکامل؟ برای تعالی؟ برای رفتن به حقیقت؟ برای رسیدن به ایدهآلهای مقدس انسانی؟ برای تقّرب و نزدیکی به بهترین دوست و یار او (الله)؟
نه، برای بدست آوردن وسایل آسایش زندگی. زیستن برای مصرف، مصرف برای زیستن یک دور باطل؛ دور حماقتِ کار – استراحت – خوردن – خوابیدن همین و بس!!!
بهتر است کمی فکر کنیم ملاک ما برای شناختن افراد چیست؟ مثال میزنم، آیا وقتی مثلا به خواستگاری میروید چه میپرسید؟ میپرسید که، آیا شما آدم باهوشی هستید؟ با شهامت هستید؟ چه مقدار وقار و اصالت دارید؟ چه مقدار قرآن را درک کردهاید؟ چه مقدار در تاریخ و اقتصاد و جامعه شناسی و انسان شناسی و تفسیر و فهم سخنان ائمه مطالعه دارید؟ معلوماتتان چقدر است؟ و …
هرگز !
درست همانگونه میاندیشیم و همانگونه انتخاب میکنیم که فرهنگ مادی بورژوازی غرب به ما تحمیل کرده و معیار ارزشهامان بسته بندی شده از غرب میآید، اما خود نمیدانیم و نمیفهمیم و خیال میکنیم که اندیشه و فکرمان اسلامی است؛ در صورتیکه اندیشهای که قرآن به ما میخواهد بدهد درست عکس آنست و با آن در تضاد کامل است و اصلا اندیشه تربیتی قرآن برای از بین بردن چنین ارزشها و معیارها و طرز تفکرها و برداشتها و چنین شناختی است نسبت به زندگی حیات، وسایل مادی، نیازها، آرزوها، خواستها، آیدهآلها و ….
و ما تمام تلاشمان و ناراحتیهامان و رنجها و حتی نوع و احساسها مان در اینست که بهتر زندگی کنیم .بجای اندیشیدن به اینکه چگونه باید زندگی کنیم و چرا؟ زندگی یعنی چه؟ تلاش برای چه؟ اصلا چرا زندگی میکنیم؟ و به اینها توجه نداریم، چرا که نتوانستیم خود را از لجن فرهنگ بورژوازی نجات دهیم؛ از لجن مصرف بدون تولید؛ از لجن زندگی خلاصه شده در مادیات، و تمام نیروهای خلاق و نبوغهای سرشار را در وسیله خلاصه کردن، درست مثل کسی که پلهای گذاشته تا خود را به پشت بام برساند، اما همینکه پا روی پلکان اول گذاشت آنقدر راجع به خود پله فکر کند، سوراخ سمبههای آن، رنگ آن و … که لحظه ای خواهد رسید و گریبان مرگ او را فرا [خواهد] گرفت و هنوز در فکر اینست که پله چوبی را تبدیل به فلزی یا فلزی را تبدیل به کائوچو یا طلا و یا … کند و در نتیجه عمر تمام میشود و خود را به پشت بام نرسانده.
خواهش میکنم این جمله را با دقت بخوان و فکر کن تا عظمت آنرا درک کنی: اَلناسُ نیامٌ اِذا ماتو اِنتَبِهُ (مردم خوابند، وقتی که مردند متنبه میشوند، بیدار میشوند) که حدس میزنم این جمله زیبا از فاطمه بزرگ، آن الگو نمونه شاهد اسوه در همه زمانها برای همه نسلها و همه دختران و مادران تاریخ، آن چهره زنده که جز از وقایع مرگ او از تاریخ زندگیش چیزی نمیدانیم، و او که باید در لحظههای زندگی در تصمیمها در انتخابها در جلو چشمانمان باشد تا بیاموزیم که چگونه زندگی کنیم و چگونه بمیریم. نتایجی که من از این جمله گرفته ام به شما ارائه میدهم چه بسا که شما فکر کنید و به نتایج عمیقتری دست یابید. مردم خوابند:
۱- خواب معمولا در شب است و از خصوصیات شب تاریکی و سیاهی و ظلمات است.
۲- کسی که خواب است از وقایعی که در اطرافش اتفاق میافتد بی خبر است.
۳- کسی که خواب است از خود نیز بی خبر است.
۴- اگر دشمنی داشته باشد به سادگی میتواند او را از بین ببرد تا در دام بیندازد.
۵- هنگامیکه خورشید که مظهر نور است و روشنایی طلوع کرد انسان از خواب بیدار میشود.
۶- کلمه ناس بکار رفته به معنای توده مردم.
۷- چه کسی متنبه میشود، بیزار میشود، پیشمان میشود بعد از آنکه بیدار شد؟
کسی که میفهمد، میداند استعدادها و نیروهای بسیار در [او] وجود داشته، سرمایههای عظیمی خدا به او عطا کرده و آنها را راکد در عالم خواب و ناآگاهی قرار داده، همانند آب راکدی که میگندد و بوی بدی میدهد و در ثانی کار از کار گذشته و مرگ فرا رسیده و راه بازگشتی نیست. هدف او ( الله ) از آفرینش انسان تکامل برای اوست و سرمایههای مادی را در اختیار انسان گذارده تا در خدمت آن هدف بکار بریم، اما …. چگونه بدست خود استعدادها و نبوغهایمان را دفن کنیم و در گورستان فراموشی رها میکنیم و به قول قرآن زندگیمان کافرانه میشود “زُیِّنَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَیَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ “. کسانی که کفر ورزیدند و حیات دنیا برای آنان زینت داده شد، و ایمان آورندگان را مسخره میکنند ولی کسانیکه تقوی پیشه کردند روز قیامت و حیات اخروی برایشان بسیار برتر و مهمتر است.
در آیه ۱۴ سوره آل عمران مراجعه کنید و دریابید که در این آیه نقش زن در تعیین جهت فکری و مسیر زندگی مرد و چگونه مطرح شد .
اَلدُنیا مَزرَعَةُ الآخِرَة
۱۲ – یونس، هرچه نداشتیم از خدا میخواهیم و هنگامیکه خدا آنرا به ما داد او را فراموش میکنیم پس جزو مسرفین هستیم.
زیرا آنچه را از نعمتها که خدا به ما داده، تا در راه رسیدن به او بکار بریم؛ و اگر بکار نگرفتیم مسرفیم کَذَٰلِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفِینَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ – اِنّ الله لا یُحِبُ القَوم المُسرِفین
۳۱- اعراف، این آیه بسیار عمیق، زیبا و رسا است.
خطاب به بنی اسرائیل ( همان قومی که پیامبر ما را به آنها تشبیه میکند ) متاع و زینت را حرام نکردیم بر مردم بلکه اینها وسیله است برای مردم با ایمان و اینها فقط در دنیاست و البته در آخرت بهتر از اینها را به مردم با ایمان خواهیم داد.
به سوره کهف آیه ۷ – سوره اعراف آیه ۳۱ – سوره حدید ۲۰ – سوره کهف ۲۸ – سوره قصص ۷۸ و ۷۹ – سوره احزاب ۲۸ – سوره توبه ۳۸ – سوره نساء ۷۷ – سوره آل عمران ۱۸۵ – سوره نحل ۱۱۷ – سوره یونس ۲۳ و ۷۰ – سوره رعد ۲۶ – قصص ۶۰ و ۶۱ – سوره غافر ۳۹ – سوره شورا ۳۶ – سوره زخرف ۳۵ مراجعه کنید. با دقت به سخن خدا گوش کنید تا چگونگی زندگی و راه و هدف و نوع نیازها و خواستهایمان را از فرهنگ و ایدئولوژی قرآن بگیریم و به جهانیان ثابت کنیم که قرآن برای همه زمانهاست و عمل کردن آن برای همه نسلها.
نامه شهید سید حسین علم الهدی به خواهر به مناسب سال نو - گویا سال ۱۳۵۶
از من می شنوی؟ هر کس گفت دنبال من بیا من رسم جدید آوردم پشتت را کن به ش و برو دنبال کارت.